بسم الله و تعالی
اینجانب اعظم جون قرار بود به سفارش مهسا جان(روحی فداه) قرنی پیش وبلاگ را آپ بفرماییم که به رغم همه ی لودگی ها و التماس ها به درگاه مادرمان موفق به کسب مجوز نشدیم و اکنون با استخوانی در گلو و عرق شرم بر پیشانی باید به حضورتان عرض کنیم چیزی جدید ننوشتیم و لامحاله همان نثری را که ماه پیش در وبلاگمان نگاشتیم برای شما copy paste بنماییم تا شما هم به جمع کسانی که از این نثرپر محتوا نکاتی آموختند اضافه گردید...
برای اینکه معانی عمیق این نثر را درک بفرمایید باید به وبلاگ خودمان مراجعه بفرماید
جان مادرتان بی انصافی نکنید و به وبلاگ ما هم بروید و کمی کامنت های غبارگرفته اش را پر کنید.ما چاکر شما هستیم
منت استاد ار عز و جل که امتحانش موجب تعلم است و به تست اندرش مزید تفکر . هر نکته ای که می گوید مسر روان است و چون نمی گوید مضل آمال. پس در هر کلمه ای دو نکته موجود است و بر هر نکته ای تستی واجب.
از هوش و کمال که بر آید کز عهده ی تستش به در آید
اتستوا آل کنکور و کثیر من کنکوری تسوت!
شاگرد آن به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه شمای آورد
ور نه که آموزش کوتاهی کس نتواند که به جای آورد
دادن نمره ی بی حسابش را کس ندیده و آوازه ی رحمت و عطوفتش را تنها حافظ شیراز نشنیده.
کله ی شاگردان به خطای منکر ببرد و دادن نمره ی عبث ناممکن شمرد. مسئول تکثیر برگه هارا فرموده تا جزوات تست بتکثرند و شاگردان مخلص را گفته تا مشق مضیق در دفتر خود بیاملاند.
مادران را به برکت دیدار برگه ی امتحان در دست نهاده و دختران را به موسم قدوم ولی ناله و زجموره در برگرفته.
شاگرد مشنگی به تر بیتش بس دها گشته و فشار (foshar) مهمل گویی به پرورشش عاری از خطا گشته.
عم و خال و پدر ومادر تو در کارند تا توتستی به کف آری و به غفلت نزنی
همه از بهر تو جانی کنند اندر سر کار شرط انصاف نباشد که تو تستت نزنی
در خبر است از سرور خراخنه و مفخر اساتذه و صفوت تلامذه و رحمت کتابخانه و تتمه ی این زمانه
بخوانده است درسش بخوردس کتاب تمارین بحلانده او با شتاب
چه غم خر های تنبل را که دارد چون تویی چوپان
چه باک از روز اگزم آن که باشد نون پشتیبان
هر گه که یکی از تلامیذ سیه روزگار متقلب کرار دست انابت به امید اجابت به در گاه استاد_تعلم و هدی_دراز کند استاد در او نظر نکند، بازش بپرسد باز اعراض کند بار دیگرش به تضرع و زاری بخواند اینبار استاد _رحمت الله و برکاته علیه_شاگرد را ناخواسته به کنج عزلت کلاس،مقر خراخنه، برد و فرماید: یا تلمیذاتی انتن قد استحیین من سوالاتکن و لیس لکن غیر هذا الا السکوت فقد غفرت لکن هذا السیئه 